فرزندپروری

خانواده اولین و مهم ترین بافت اجتماعی را برای رشد فرد فراهم می سازد. اصطلاح فرزندپروری از ریشه پریو. به معنی “زندگی بخش” گرفته شده است.

منظور از سبک های فرزند پروری چیست؟

۱_ روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود بکار می گیرند.

۲_ بیانگر نگرش هایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند.

۳_ همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند.

 

فرزند پروری چیست؟

روش هایی که والدین برای تربیت فرزندان خود به کار می گیرند. نقش اساسی در تامین سلامت روانی فرزندان آنها خواهد داشت به طوریکه اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده رفتارها است. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات ناکارآمد آنها با فرزندان ارتباط دارد.

چهار نوع سبک فرزندپروری به دست آمده که ویژگی های هریک متفاوت از هم است.

۱_ فرزند پروری مقتدرانه:  موفق ترین روش فرزند پروری است که پذیرش و روابط نزدیک روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود. والدین مقتدر – صمیمی – دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها قاطع هستند اما دخالت گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انظباتی آن ها به جای تنبیه حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنند که فرزندان آنها چنان بار می آیند که از آن ها پیروی کنند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می جویند و به منظور توافق با کودک با او گفت و گو می کنند. آنها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می شناسند و به علایق فردی و ویژگی های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند.( این والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود کنترل کننده و مقتدر هستند این شیوه به فرزندان کمک می کند تا با هنجارهای اجتماعی بهتر سازگار شوند)

۲_ فرزند پروری مستبدانه: این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین. از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد سرد و طرد کننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می سازد. در این سبک فرزندان چنین بارآورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ای که بوسیله والدین بوجود می آید پیروری کنند. نتیجه شکست در پیروری از چنین قوانینی معمولا تنبیه و اعمال زور است و برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند. والدین مستبد معمولا نمی توانند دلیلی که پشت این قوانین است را توضیح دهند. اگر از آنها خواسته شود که علت را توضیح دهند ممکن است به سادگی پاسخ دهند چونکه من اینچنین گفتم. ( این والدین خواسته های زیادی دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخگو نیستند. این والدین انتظار دارند فرمان های آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدین در شیوه استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خودشان می دهند.)

۳_ فرزند پروری آسان گیرانه : در این سبک والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند. کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده نامنظم و اعمال مقررات اهمال کارانه است. والدین سهل انگار در عین آنکه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند اما توقع چندانی از آنها ندارد. این والدین بسیار به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می دهند. آن ها ازروش های حساس گناه و انحراف استفاده می کنند. ( این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک سر تسلیم فرود می آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انظباط می دهند با فرزندان ارتباط برقرار می کنند و معمولا بجای یک والد جایگاه یک دوست را دارند.

۴_ فرزند پروری بی اعتنایی: پذیرش و روابط پایین. کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن وجود دارد. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و وقت و انرژی کمی برای فرزندان صرف می کنند. در حالی که این والدین نیازهای پایداری فرزندان را برآورده می کنند اما عموما از زندگی فرزندانشان گسسته هستند. در موارد افراطی حتی ممکن است فرزندان خود را طرد یا در رفع نیازهای آنها اهمال کنند.

نویسنده: سبا صفایی راد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *