انواع طرحواره ها

طرحواره ها در واقع ساختار و چارچوبی است که در سالهای اول زندگی براساس تجارب کودک و خلق و خوی کودک و شیوه های فرزندپروری والدین است. این طرحواره ها مانند یک عینک روی چشم ما قرار می گیرد و ما به دنیا و اتفاق هایی که می افتد به این صورت نگاه می کنیم در واقع مجموع احساسات – باورها – هیجانات و تصاویر ذهنی و بدنی ما هستند. طرحواره ها در سیستم آمیگدال ذخیره می شوند. سیستم آمیگدال خودکار است و خاطرات هیجانی در سیستم آمیگدال ضبط می شود که پردوام و ماندگار است و از زمان تولد این سیستم فعال است.

زمانی که ما علائم خطر را احساس می کنیم این علائم از طریق تالاموس هم به آمیگدال و هم به قشر مغز می رود. اما سرعت رسیدن آن به آمیگدال بیشتر است. وقتی آمیگدال در حال پاسخدهی به علائم خطر است قشر مغز هنوز در حال شناسایی است. وقتی این طرحواره ها در ذهن ما بالا می آید به صورت ناخودآگاه پاسخ می دهیم مثلا والدینی که می دانند طرحواره آسیب پذیری نسبت به بیماری و ضرر و زیان دارن و آگاهی دارند اما مثلا وقتی با کودک رو پله برقی هستند کودک شیطنت می کند به کودک پرخاش می کنند که آرام باش سرت میخوره به جایی و میشکند… این کار آمیگدال است. والدین باید به علائم خود هشیار شوند و بتوانند آن را کنترل کنند.

 

راه های مقابله ای در برابر طرحواره

۱_ تسلیم: در مقابل طرحواره های خود تسلیم می شویم. مثلا در دوران کودکی به ما خوب توجه نکردن و حالا که بزرگ شدیم هم همسر ما توجه نمی کند به ما و ما تسلیم این موضوع شدیم و شکایتی هم نمی کنیم.

۲_ اجتناب:  مثلا در دوران کودکی به ما بی توجهی کردن و حال که بزرگ شدیم هم خودمان به کسی نزدیک نمی شویم و دوری می کنیم از ایجاد ارتباط با دیگران – صمیمی نمی شویم تا آسیب نبینیم چون از تجربه با مراقبان اولیه خود راضی نیستیم.

۳_ جبران افراطی:  کارهای برعکس طرحواره را انجام می دهیم مثلا در دوران کودکی به ما توجه نکردن و ما میریم سمت فردی که بسیار به ما توجه می کند.

 

انواع طرحواره ها

 

۱_ رها شدگی و بی ثباتی: فرد احساس می کند افراد مهم زندگی اش نمی توانند او را حمایت کنند از لحاظ عاطفی ممکن است فرد در دوران کودکی مدتی از مادر جدا شده باشد – والدین او فوت کرده باشند. این فرد در بزرگسالی به دلیل ترس از فقدان از روابط دوری می کند این فرد نمی تواند جدایی های کوتاه مدت را تحمل کند. باعث شک او به همسرش می شود یا قهر می کند. در کودکی هم می تواند به صورت جمع آوری کلکسیون خودش را نشان دهد.

 

۲_ بی اعتمادی – بدرفتاری: والدینی هستند که پرخاشگر و بدقول بودن. بچه هایی که از آن ها سوء استفاده شده این احساس را می کنند دنیا جای امنی نیست. این افراد فکر می کنند دیگران ضربه می زنند به آن ها و نمی توانند اعتماد کنند به دیگران.

 

۳_ محرومیت هیجانی: در این طرحواره فرد احساس می کند تمایلات و نیازهای عاطفی او از جانب دیگران ارضاء نمی شود به این دلیل در خانوم ها بیشتر چون قسمت لیمبیک آن ها بزرگتر است و ولع عاطفی بیشتری دارند. کمبود های بیشتری حس می کنند. در این نوع مادران سرد و بی عاطفه مادرانی که وقت باکیفیت نمی زارند. هم دلی نمی کنند در شرایط بحرانی به کودک کمک نمی کنند این ها باعث شکل گیری این طرحواره می شود. این افراد در بزرگسالی بهانه گیر می شوند به همسران خود گیر می دهند. این افراد دوست دارند آدم ها به آنها وابسته شوند. در واقع با این وابستگی خیالشان راحت می شود که دیگران آن ها را ول نمی کنند.

 

۴_ نقص/شرم: فرد احساس می کند در مهم ترین جنبه های شخصیتی اش یک انسان نامطلوب / ناقص/حقیر است.

۵_ وابستگی- بی کفایتی: فرد احساس می کند نمی تواند مسنولیت های روزمره اش را بدون کمک دیگران انجام دهد.

۶_آسب پذیری نسبت به ضرر و بیماری:  افراد ترس افراطی از افراد یک جامعه دارند که فکر می کنند آن ها نمی توانند از آن جلوگیری کنند معمولا در والدینی که دخالت بی جا دارند حمایت بی جا دارند و باعث ایجاد این طرحواره می شود.

 

۷_ خود تحول نیافته و گرفتار: فرد احساس می کند خودش در دیگران ادغام شده و هویت جداگانه ندارد. والدینی که حمایت زیادی دارند باعث ایجاد این طرحواره می شوند و فرد در هر کاری وابستگی به والدین دارد.

 

۸_ شکست:  فرد دائم فکر می کند یک آدم شکست خورده و یا در آینده شکست می خورد. برای شروع کار دیدگاه اولیه شما بسیار مهم است. فردی طرحواره شکست دارد برای هرکاری طرحواره شکست خود را می بیند و همان هم اتفاق می افتد. طرحواره ها به دنبال اثبات خود هستند.

 

۹_ استحقاق و بزرگ منشی:  فرد فکر می کند از دیگران خیلی بالاتر است. معمولا والدینی که به کودکان خود می گویند و نباید به فلانی بگردی- تو باید فقط این لباس مارک دار را بپوشی تو متفاوت هستی و این بچه ها واقعا فکر می کنند با دیگران فرق دارند.

 

۱۰_ خویشتن داری: فرد تحمل ناکامی و درد ندارد از مسئولیت پذیری فرار میکند. برای موفقیت نیازمند این هستیم یکسری ناکامی ها را بپذیریم – فرد نظم ندارد و نمی تواند چهارچوب ها را بپذیرند تحت هیچ هرحرفی و قانونی نمی روند.

 

۱۱_ اطلاعت: احساس می کنند باید تمام خواسته هایی دیگران را قبول کنند خواسته های دیگران را الویت قرار می دهند.

۱۲_ ایثار: به این گونه است که فرد تمرکز روی براورده کردن نیازهای دیگران دارد.

۱۳_ پذیرش جویی : فرد به هر طریقی از طرف دیگران مورد پذیرش قرار بگیرد و توجه ها را جلب کند با ظاهرش یا رفتارش و یا با احساس گناه دادن به دیگران.

۱۴_منفی گرایی بدبینی:  افراد روی جنبه منفی تمرکز می کنند و به مثبت ها توجه نمی کنند.

۱۵_ بازداری هیجانی: سعی می کنند احساسات و ارتباطات را محدود می کنند.

۱۶_معیارهای سرسخت گیرانه:  فرد فکر می کند کارها به بهترین شکل به صورت کامل در زمان کوتاه باید انجام شود این فرد احساس کمال گرایی دارد.

۱۷_ تنبیه : فرد فکر می کند افراد برای اشتباهاتشان به شدیدترین شکل تنبیه شوند.

منبع : کتاب تغییر طرحواره ها _ دکتر شهربانو قهاری

نویسنده: سبا صفایی راد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *