همه ما می دانیم خانواده نقش اساسی در زندگی ما دارد وبه زندگی ما جهت می دهد و به طور طبیعی روی افکار ما تاثیر می گذارد.هنگامی که مشکلی در خانواده پیش میاید همه اعضا را تحت تاثیر قرار میدهد و به اعضای خانواده صدمه وارد می کند.

فرایندفرافکنی خانواده به معنای گیر افتادن فرزندان در اضطراب نسل قبلی است که به صورت نشانه های اختلال بروز پیدا می کند. فرزندی که تمایز یافتگی عاطفی کمی از والدین دارد بیش از هر عضو دیگری در خانواده نسبت به نشانه های اختلال آسیب پذیر است. افرادی که منابع عاطفی محدودی دارند معمولا نیازهای خود را به طرف مقابل فرافکنی می کنند.

تمایز یافتگی عاطفی: یکسری شاخص هایی دارد که اگر در افراد تقویت شده باشد از تمایز یافتگی بالایی برخوردار هستند

می توانند بین احساسات و افکار خود تمایز قائل شوند و فعالیت های خود را سمت اهدافشان ببرند و به تعریف و انتقاد مقاوم هستند. ارزیابی واقع بینانه در خود دارند و در یک نظام هیجانی پرآشوب واقع بینی عاطفی خود را حفظ کنند خودپیروی بیشتری دارند. خودپیروی یعنی به معنای پذیرش مسئولیت رفتار خود و نه مقصر دانستن دیگران.

دومین شاخص بلوغ عاطفی همجوشی( چسبندگی عاطفی) افرادی که با سیستم هیجانی خانواده همجوشی می کنند قادر به متمایز کردن هیجان ها از هم نیستند. هرچقدر تمایل خانواده برای همجوشی بیشتر باشد انعطاف پذیری آن برای انطباق با استرس کمتر خواهد بود. هرچقدر این همجوشی بیشتر باشد زندگی فرد توسط نیروهای هیجانی خودکار کنترل می شود و فرد کنترل کمتری در زندگی خود دارد و در روابط عاطفی با دیگران آسیب پذیرتر است.

گسستگی هیجانی (عاطفی) که به عبارتی آن روی سکه همجوشی است. گسستگی هیجانی می تواند از طریق فاصله فیزیکی یا اشکال مختلف کناره گیری عاطفی به دست بیاید. گسستگی هیجانی مانند نوعی مدار است که در آن افراد تصمیم می گیرند کاملا متفاوت از خانواده خود باشند اگر کسی خو را بخشی از یک سیستم ارتباطی نداند تنها امکان او این است دیگران تغییر دهد و یا کناره گیری کند. هنگامی که والدین با خانواده های خود همجوشی بسیار بالایی دارند و در هر مسئله آن ها را دخالت می دهند فرزندان نیز صدمه می بینند و ما بین آن ها قرار می گیرند.

واکنش پذیری هیجانی بخشی از طبیعت انسان و گریز ناپذیر است و به محض بروز تنش و اضطراب افزایش می یابد در این شرایط فرد تمایزیافته اضطراب را تجربه می کند ولی می تواند همچنان معقول و با آگاهی باقی بماند و قادر است در مورد مشکل به بحث بپردازد ولی افرادی که تمایز یافتگی پایینی دارند.

تفاوت عقاید منجر به احساس ناراحتی می شود ولی برای افراد تمایز یافته بحث بر سر تفاوت ها بسیار هیجان انگیز هم است.

گفتیم که یکی از دلایل بروز اختلالات آسیب شناختی کودکان تمایز نیافتگی والدین به کودک است. خانواده هایی که تحت درمان هستند نشلنه های اختلال های کودکشان کاهش می یابد وقتی والدین سعی می کنند به جای فرزند به روی خودشان تمرکز کنند نشانه های اختلال فرزند هم کاهش می یابد.معمولا والدینی که با یکدیگر مشکل دارند و تحت درمان هستند در یک زمانی احساساتشان جریحه دار می شود و به صورت آگاهانه و ناآگاهانه از هم انتقام می گیرند و بعد از مدتی آرام می شوند و به مشکلات عاطفی درونی خود پی می برند که دیگه هرکدام در برخورد با هیجانات و عواطف عمیق دیگری تجربه می کنند.

وقتی فرایند به این موقعیت می رسد جدایی عاطفی کم کم برطرف می شود و کودک از فرایند عاطفی بین والدین تا حدودی رها می شود در هر خانواده ای که والدین بتواند همچنان بر تمرکز مشکل خودشان ادامه دهند.

فرزند آن ها می تواند از بدرفتاری دست بکشد و صمیمیت عاطفی جدیدی با خانواده برقرار کرده و به سمت رشد پیش برود. فرایند فرافکنی خانواده یک پدیده طبیعی است که در خانواده رشد می کند ولی اگر افراد از نحوه عملکرد آن آگاه شوند می توانند آن را تغییر داده و کنترل کنند. معمولا والدینی که میزان زیادی از اضطراب در خانواده را گزارش می کنند فرزندشان مشکلاتی از قبیل بیش فعالی و کمبود توجه – بد رفتاری و پرخاشگری- افت تحصیلی و انواع این مشکلات. به هم خوردن سیستم هیجانی چه در فرد و چه در سیستم روابط او می تواند محرک شکل گیری نشانه های اختلال باشد. نشانه های حاد در ارتباط با آشفتگی کوتاه مدت در تعادل سیستم و نشانه های مزمن در رابطه با آشفتگی های دراز مدت سیستم هستند. فرایند با هم بودن (نیروهای همجوشی) ناشی از اضطراب که در آن افراد همدیگر را تحت فشار قرار می دهند تا به شیوه ی خاصی فکر_احساس و عمل کنند می تواند محرک ایجاد نشانه های اختلال باشد.

رشد نشانه های اختلال خود می تواند به عنوان یک رویداد استرس زا به اضطراب خانواده اضافه شود. برای مثال اگر یک فرزند دچار یک بیماری مزمن پزشکی یا مشکل هیجانی شود این بیماری و مشکل منبع اضطراب برای خانواده می شود. ملدر نگران مشکل فرزند می شود از شوهرش انتظار حمایت عاطفی بیشتر دارد چرخه تنش در ازدواج تقویت می شود و نشانه دوم در خانواده (در یکی از والدین یا یک فرزند دیگر) ظاهر می شود. هرچه سطح تمایز یافتگی فرد کمتر باشد کمتر می تواند با استرس انطباق یابد هر قدر سطح اضطراب مزمن در یک سیستم ارتباطی بیشتر باشد فشار روی توانایی های مقابله ای افراد هم بیشار می شود.

منبع: کتاب خانواده منشا توانایی ها یا مشکلات _ دکتر فاطمه قره باغی

نویسنده: سبا صفایی راذ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *