برخی کودکان بیشتر اوقات نگران هستند توجه آنها معمولا روی مطالب دلهره آور کتاب ها- روزنانه ها و مطالب تلوزیونی است و مسائل را به خودشان ربط می دهند. این کودکان پس از آن که در مورد موضوعی دچار دلهره می شوند دیگر نمی توانند این نگرانی را از خودشان دور کنند و نمی توانن واقع بینانه به موضوع نگاه کنند و به سراغ پدر و مادر می روند و مدام از آنها سوال می پرسند و قانع نمی شوند. معمولا با برخورد پرخاشگرانه والدین رو به رو می شوند و همین امر باعث بیشتر هراسان شدن کودک می شود. وقتی این پرسش و پاسخ ها بیشتر می شود والدین احساس بیچارگی می کنند و نمی دانند باید چه رفتاری کنند اما این کودکان قصد آزار و اذیت والدین را ندارند.

شیوه تفکر این کودکان  با کودکان عادی متفاوت است. آنها هرجایی خطر می بینند . فقط ترسناک ترین و ناراحت کننده ترین جنبه های رویدادها را به یاد می شپارند. افرادی که دچار دلشوره هستند در هر سنی که باشند به همین ترتیب فقط چیزهای دلهره آور به یاد می سپارند. آنها توانایی خود را برای سازگاری دست کم می گیرند و در نتیجه ترسشان شدید تر می شود و این گونه افراد نمی توانند از لحظه ای که در آن قرار دارند لذت ببرند و مدام به شکست های گذشته و فجایع احتمالی آینده فکر می کنند. نگرانی شدید در کودکان اختلال اضطراب گسترده یا اضطراب مفرط نام دارد.

بعضی از کودکان خودشان متوجه این نگرانی و مشکل نیستند چون اصلا نمی دانند نگران بودن چیست و ممکن است آنها از ناراحتی های جسمی خود شکایت کنند. معمولا انتظار یک رویداد ترسناک اضطراب آورتر از خود رویداد است مثل اضطراب قبل امتحان هنگام امتحان ممکن است نگرانی کودک آرام گیرد وحس می کند در برابر این نگرانی توانمند بوده و توانسته آن را حل کند.

راه های مقابله

والدین معمولا برای پرت کردن حواس کودک از نگرانی آن را تشویق به کاری که دوست دارد می کنند ولی این ترفند موقتی است و فقط وقتی به کار می آید که ولقعا وقت ندارید. بسیاری از کودکان سرانجام راه هایی برای پرت کردن حواس خود ابداع می کنند. البته در طولانی مدت نگرانی مانند ترس است و کودک باید با آن رو به رو شود و بر آنها مسلط شود و حساسیتش کاهش یابد. باید تفکر واقع بینانه تر و انعطاف پذیرتری جایگزین شود و نگرش کودک را تغییر داد. با تمام این کوشش ها همیشه یک “اگر” و نگرانی هایی در ذهن کودک می ماند. گرایش کودک یک شب عوض نمی شود. باید به کودک در موذد مسائل اطمینان خاطر بدهیم و بتدریج به کودکان این امکان را بدهید مسئولیتش را خودشان قبول کنند.

متقاعد کردن کودک مضطرب تقریبا غیر ممکن است. می توانید نگرانی های او را برسی کنید و به او یاری دهید تا گفتگوی ذهنی سازگاری را تقوبیت کند. گفتگوی ذهنی سازگار بر مبنای درک واقع بینانه وضعیت ترسناک اس. افرادی که خوب از عهده مسائل زندگی برمی آیند برخورد تجربی با زندگی دارند. در شرایط ترسناک فکر می کنند آیا ترسشان واقع بینانه باشد اقدامی در باره آن انجام می دهند. اگرواقع بینانه نباشد اضطراب خود را می پذیرند و با استفاده از گفتگوی ذهنی سازگار آن را کاهش می دهند. وقتی به فرزندتان کمک می کنید تا واقعیت را برسی کند نشان می دهید که عواطف فرزندتان برایتان مهم است و حاضرید در تلاش برای رو به رو شدن با آن ها با او همکاری کنید. اگر کودکی می گوید دزد داخل کمد است با او جرو بحث نکنید در کمد را باز کنید و به او نشان دهید که کسی نیست و به او اطمینان خاطر بدهید.

خواه ناخواه اخبار بد به گوش کودک می رسد اگر شما پنهان کنید از بقیه می شنود نباید برای کودک وانمود کرد که رویداد ترسناکی پیش نمی آید. مثلا برای شنیدن خبر بد از تلوزیون کانالی را انتخاب کنید که به صورت ملایم تری خبر را پخش می کند. کودک را به گفتگو تشویق کنید بگذارید احساسش را بیان کند. ببینید چه احساسی و عواطفی  نسبت به اتفاق دارد مطابق با سطح کودک به پرسش او پاسخ دهید. به کودک کمک کنید ماجرا را از دیدگاه درستی ببیند. در مورد راه های کاهش خطر صحبت کنید.  کودکان اغلب فکر می کنند کاری از دستشان بر نمی آید چون به سن رای نرسیده اند برخی اوقات مفید است به آنها نشان دهید که چه کارهایی می توانند بکنند.

سعی کنید بازی هایی که کودک انجام می دهد را به سمت بازی های هیجانی و شاد ببرید که روحیه کودک بالا نگه داشته شود و این نگرانی خا باعث افت احساس کودک نشود.

منبع: کتاب درمان مشکلات رفتاری کودک _ فرشته گودرزی

نویسنده: سبا صفایی راد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *